خشکبیجار و خلاء بازیکن در بالاترین سطح فوتبال کشور


در نبود مدیران کاربلد بومی در سطح ورزش خشکبیجار دلمان به این خوش بود که حداقل بازیکنی را داریم که در لیگ برتر کشور توپ می زند و از حیثیت و آبروی فوتبال خشکبیجار دفاع می کند. بله محمد همرنگ یا همان حسام خودمان که از دل جوانان شهر و زمین فوتبال خشکبیجار برخواست و بصورت حرفه ای فوتبال خود را از رده های پایه ملوان انزلی شروع و با ارائه فوتبالی دلچسب به بازیکن ثابت تیم های ملی نوجوانان و جوانان ایران تبدیل و حضور در جام ملت های آسیا و جام جهانی نوجوانان را تجربه کرد. حسام با ورود به سن بزرگسالی تبدیل به یکی از مهرهای تاثیر گذار ملوان شد و درخشش چند ساله او در لیگ برتر همراه ملوان منجر به حضور او در ادامه راه در تیم های بزرگ کشور همچون ذوب آهن اصفهان- صبای قم- استیل آذین- شهرداری تبریزو گهر زاگرس شد. او سالیان سال بار این مسئولیت را در بالاترین سطح فوتبال کشور به دوش کشید و هم اکنون نیز کاپیتان تیم محبوب گیلان ,سپیدرود رشت است. در سالیان آخر حضور حسام همرنگ درلیگ برتر از پدیده دیگری در فوتبال شهرمان رونمایی شد او که نیز همانند حسام از دل این شهر و زمین فوتبال آن برخاسته بود همانند او نیز فوتبال را بصورت حرفه ای از رده های پایه ملوان آغاز نمود و مزد تلاش خود را با کاپیتانی در تیم امید ملوان گرفت و همراه این تیم در لیگ برتر امیدهای کشور خوش درخشید. با درخشش او گمان بر این بود که بعد از حسام نگرانی از بابت حضور یک فوتبالیست خشکبیجاری در بالاترین سطح کشور نداریم اما در کمال تعجب و با کج سلیقگی مربیان وقت ملوان از حضور در تیم بزرگسالان ملوان باز ماند . همین شد شروع نزول فوتبال او مدتی را در تیمهای گیلانی و در سطحی پایین تر بصورت نیمه حرفه ای گذراند اما پشتکارش کافی نبود. او دست بردار نبود باید پرچم فوتبال شهرمان را بالا نگه میداشت دوباره تلاش کرد و زیر نظر یکی از پشکسوتان فوتبال ملوان خود را آماده نبرد دیگر کرد ...
چشم امید مردم شهرمان به شما و امثال شما است، ما پشتیبان و قدر شناس شما هستیم و به شما افتخار میکنیم فقط باید همت مضاعف کنید و از حاشیه ها دوری کنید تا به قهرمان زادگاهتان تبدیل و مایه افتخار شهرتان شوید.
برای موفقیت و افتخار آفرینی هیچ وقت دیر نیست....

 

چرا این روستا با سه اسم سه دونگی ،گیلوا محله  و سادات محله شناخته  می شود


به یقین مهم ترین عامل این  رویداد گذشت زمان  است ولی عواملی چون  فرهنگ و سکنه  نیز بی نقش نبودند.
سه دونگی:
در ایام بسیار قدیم این روستا  شامل سه بخش بوده که هر بخش از آن تحت نظر ارباب مستقلی بوده و جزء دارایی های آن ارباب به حساب می آمدند.من از چگونگی روابط وتعامل این سه بخش اطلاعات مستندی ندارم به همین دلیل از ابراز نظر در این باره خود داری می کنم ولی امروزه این سه بخش به خوبی قابل تشخیص است . هرچند  امروزه به دلیل گذشت زمان و تغییر گویش بیشتر کلمه سوتونگی را از زبان مردم می شنویم ولی نام قدیم و تاریخی این روستا سه دونگی به معنی سه بخش یا سه ناحیه است که باهم تشکیل یک محل یا روستا را می دادند.
همانگونه که مشخس است کلمه سه دونگی بر گرفته شده از تاریخ این روستا می باشد و باید به آن احترام بگذاریم.هرچند امروزه دیگر کمتر این روستا را با این نام می شناسند.
گیلوا محله:
بعد از گذشت زمان دیگر روستای سه دونگی وسعت خود را از دست داد و دوبخش دیگر این روستا  از آن جدا شدند که امروزه آن ها را با عنوان جیرکویه و  ولی آباد می شناسیم  و تمایز میان این سه بخش موجب شد که در طی گذشت زمان نام جدیدی  به نام گیلوا محله به این روستا تعلق گیرد.این نام بر گرفته شده از نام بادی است به نام گیلوا که از این بخش از روستای بزرگ سه رونگی وارد روستا می شد و بعد از جدا شدن این قسمت از روستا این نام را برای آن در نظر گرفتند که نام بادی است که موجب هوای صاف و آفتابی می شود.امروزه این نام رسمی ترین نام برای روستا در نظر گرفته شده است و در اسناد و مدارک رسمی این محل را با این نام می شناسند.
سادات محله:
به یقین نام سادات محله از آنجا نشات گرفته است که بسیاری از سکنه این روستا سید هستند .منظور از بسیار به نسبت به روستا های دیگراست.شاید این نام در هیچ جا شناخته شده نباشد ولی مردم بومی و اطراف این روستا را با این نام می شناسند.